خاک، خاستگاه هستي و ميراث بشر براي آيندگان است. رشته خاک شناسي يا علم خاک يکي از رشته هاي پراهميت و پرجاذبه در مجموعه رشته هاي مختلف کشاورزي است. از آن جا که احتياجات بشر با تمام تنوع و گوناگونيهايش همه از خاک تأمين مي شود، بقاي اين موهبت الهي به روشهاي بهره برداري از آن وابسته است. استفاده مطلوب و پايدار از خاک در شرايطي امکان پذير خواهد بود که با خصوصيات خاک آشنايي کامل حاصل گردد. خاک به عنوان يک منبع طبيعي مهم بر ثروت ملتها و امنيت غذايي هر کشور تأثير گذارده، زندگي هر انساني بر روي کره زمين از آن متأثر است.
با توجه به اهميت کشاورزي در ايران و همچنين تنوع خاکها به عنوان منبع طبيعي مهم براي توليد محصولات کشاورزي، و به منظور شناخت و استفاده بهينه از خاکها در زمينه هاي مختلف کشاورزي، آب و خاک، دفع فاضلابها، مسکن و شهرسازي، جنگل و مرتع، پارک و فضاي سبز و نيز به منظور حفظ محيط زيست و جلوگيري از فرسايش و آلودگي خاک، تأمين نيروي متخصص و کارآمد در زمينه هاي مختلف علوم خاک ضروري به نظر مي رسد. در دوره کارشناسي کشاورزي، عنوان خاک شناسي به رشته اي اطلاق مي شود که با دارا بودن مجموعه اي از علوم و روشها در زمينه هاي زير کارآيي و مهارتهاي مورد نظر را تأمين نمايد:
الف- شناسايي و روابط خاک و آب و گياه و عوامل مختلف اقليمي.
ب- شناسايي مراحل پيدايش و تکامل خاکها.
ج- شناسايي و رده بندي انواع خاکهاي مورد استفاده در کشاورزي.
د- آشنايي با روشهاي مختلف حفظ و نگه داري، بهبود کيفيت و مديريت بهينه خاکها.
گرايشهاي مختلف رشته خاک شناسي: اگر چه رشته خاک شناسي در مقاطع تخصصي از نظر موضوعي به گرايشهاي: فيزيک خاک، شيمي خاک، بيولوژي خاک، حاصلخيزي خاک، کاني شناسي خاک، طبقه بندي و ارزيابي خاک تقسيم مي شود، اما در حال حاضر فقط يک گرايش در سطح ليسانس در دانشگاههاي ايران وجود دارد.
هدف از ايجاد دوره کارشناسي در رشته خاک شناسي تربيت کارشناساني است که بتوانند علاوه بر عهده دار شدن مسؤوليتهاي مختلف در رشته خاک شناسي و طبقه بندي اراضي، در برنامه ريزي و آموزش علوم خاک و تحقيقات در زمينه هاي خاک شناسي و ايجاد برنامه هاي مناسب بهره وري از زمين و مديريت پايدار، خدمات مفيدي را ارائه نمايند.
اهميت و جايگاه در جامعه
طبق تخمين FAO (سازمان جهاني غذا) توليد مواد غذايي در کشورهاي در حال توسعه در سال 2000، بايد به حدود دو برابر ميزان توليد محصول در سال 1975 افزايش يابد تا فقط استاندارد کنوني مصرف مواد غذايي حفظ گردد. موفقيت در توليد مواد غذايي با توجه به بررسي اطلاعات موجود و ارزيابي روند فعلي کشاورزي در ايران چندان اميدوار کننده نيست؛ زيرا تاکنون همچنان از حاصلخيزترين اراضي استفاده مي شود ولي زمينهايي که در آينده مورد استفاده قرار خواهند گرفت از استعداد و حاصلخيزي کمتري برخوردار خواهند بود. اگر استفاده از خاک بر اساس شناسايي استعداد و قدرت توليدي آن و مبتني بر رعايت اصول صحيح علمي باشد منابع خاک آسيب کمتري را متحمل خواهند شد و کوچکترين اشتباهي در بهره برداري از آن موجب وارد آمدن خسارتهاي جبران ناپذير مي گردد و خاکي که براي تشکيل آن سالهاي زياد وقت لازم است در مدت بسيار کوتاهي از دست مي رود. پايين بودن ميزان توليدات کشاورزي در ايران، در مقايسه با استانداردهاي جهاني به ميزان زيادي به علت کاهش مداوم حاصلخيزي خاک است که خود ناشي از استفاده نادرست از خاک مي باشد. براي رسيدن به خودکفايي غذايي، با توجه به انفجار جمعيت و عدم توسعه اقتصادي مطلوب و وابستگي به درآمدهاي حاصل از نفت و اتمام آن در آينده نه چندان دور، توسعه کشاورزي در ايران بيش از پيش ضروري و لازم است. بنابراين به منظور بهره برداري مناسب از خاک براي رسيدن به خودکفايي، نياز به نيروي انساني کافي و کارآمد و علاقه مند به کار، ضروري است.
ارائه پيشنهاد